صائن الدين على بن تركه

131

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

الدين از ششها با رمز « قصبه » ياد مىكند مرتبط با اصطلاح « قصبة الرّئة » به معنى ناى است كه در فاصلهء ششها تا حنجره قرار دارد . ابن سينا هم از ناى به عنوان قصبة الرئة ياد كرده است ( منبع پيشين ، ص 65 و 137 ) . اين اصطلاح موجب تداعى قصبه به معنى شهر بزرگ - در كاربرد قديمىاش - براى صاين الدين شده و رمز « قصبه » را به وجود آورده است . ص 53 ، س 13 : اشجار طيبه : رمز نايژه‌ها در ششهاست . ص 53 ، س 13 : ديوان بزرگ : رمز كبد است كه پس از اين خواهد آمد . از اين نظر كه غذاهاى هضم شده در معده و روده ، همراه خون به كبد رفته تصفيه مىشود و از آنجا به اندامها فرستاده مىشود « كبد » را ديوان بزرگ مىداند كه مزد و مقررى كارگزاران بدن از آنجا پرداخت مىگردد . ص 53 ، س 14 : آن قصبه منشأ فصحاى براعت شعار . . . : اشاره به تكلم و اظهار فضل و فصاحت است كه از راه شش ، ناى ، حنجره و تارهاى صوتى ميسر مىشود . ص 53 ، س 16 : گنبد : رمز كام و دهان است . ص 53 ، س 17 : تختى از زر سرخ . . . : توصيف رمزى قرار گرفتن زبان در دهان است . ص 53 ، س 19 : دو خدمتكار چابك : رمز لبهاست . ص 53 ، س 19 : به بعد : به دو كارهاى كلى مفوض است . . . : اشارهء رمزى به دو نوع امورى است كه به زبان مربوط مىشود ؛ يكى سخن گفتن و به فعليت در آوردن ما فى الضمير و آنچه در شهرستان بزرگ ( جمجمه و مغز ) نهان است و ديگر ، چشيدن خوراكيها ( هر نقدى كه بر اين دروازه وارد گشت ) و در صورت قبول ، سپردن آنها به دندانها ( سى و دو غلام رومى ) . « سكه زدن » رمز جويدن توسط دندانها است ، زيرا سكه در لغت نقش زدن بر طلا و نقره است و اين همراه با فشار و نوعى حكاكى است ، همچنان‌كه جويدن با فشار دندانها همراه است . ص 54 ، س 2 - 7 : وشاقانى چو مرواريد . . . : ابيات از كمال الدين اسماعيل است . ص 54 ، س 9 : دار العيار : رمز معده است كه غذاى جويده پس از بلعيده شدن در آنجا قرار مىگيرد . « سباكان استاد » قابل انطباق با غدد و سلولهايى است كه با ترشحاتى مثل اسيد و آنزيم موجب هضم غذا مىشوند .